المحقق السبزواري

312

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

آن بود كه دادن و ستدن و انواع معاملات با شريكان بر نحوى كند كه از حدّ اعتدال تجاوز نكند و موافق طبايع ديگران افتد . و امّا حسن‌قضا ، آن بود كه چون حقوق ديگران بر وجه مجازات به‌جا آورد ، از منّت و مذمّت و ندامت خالى باشد . و امّا تودّد ، طلب دوستى احبّا و اهل فضل است به خوشرويى و خوشگويى و وجوه اكرام و انعام . و امّا تسليم ، آن بود كه به فعلى كه به بارى تعالى يا مقرّبان درگاه احديّت تعلّق داشته باشد رضا دهد و به خوش‌منشى و تازه‌رويى آن را تلقّى نمايد ، هرچند موافق طبع او نبود ، و تسليم را معنى ديگر هست از اين مقام بلندتر و [ 79 ب ] تبيين آن مناسب وضع اين كتاب نيست . و امّا توكّل ، آن بود كه در كارهايى كه حوالهء آن با قدرت و كفايت بشرى نبود و رأى و رويّت خلق را در آن مجال تأثّر و تصرّفى نباشد ، زياده و نقصان و تعجيل و تأخير نطلبد و به خلاف آنچه باشد ميل نكند . و امّا عبادت ، آن بود كه تعظيم و تمجيد خالق خويش و مقرّبان حضرت او چون فرشتگان و پيغمبران و امامان و صالحان و مجتهدان و طاعت و متابعت ايشان و انقياد احكام صاحب شريعت ملكه كند ، و تقوا را شعار و دثار « 1 » خود سازد . اين است انواع فضايل ، و هر نوع از فضيلت را دو نوع رذيلت كه از افراط و تفريط حاصل مىشود در برابر است و تفضيل اخلاق و بيان حقايق فضايل و رذايل آن متعلّق است به فنّ حكمت عملى و استقصاء و استيفاى كلام در آن مناسب اختصار اين كتاب نيست ، لهذا اقتصار بر تفصيل بعضى كه به آن اهتمام زياده بود نموده بعضى در مباحث سابقه گذشت و بعضى بعد از اين خواهد آمد ، و من اللّه الإعانة فى كلّ باب . « 2 » و چون در اين مقام اشارتى اجماليه به ذكر فضايل شد و بسيار چيزها هست كه به فضيلت شبيه است و در واقع فضيلت نيست و بر مردمانى كه در مطالب علمى قدم راسخ ندارند مشتبه مىشود ، اشارتى اجماليه به تفرقه مىشود . امّا اشتباه در فضيلت حكمت ، چنان بود كه بسيار كسان باشند كه مسايل علوم جمع و حفظ نمايند و نكات و دلايل كه به طريق تقليد و تلفيف « 3 » فراگرفته باشند و در اثناى

--> ( 1 ) . هم‌معنى « شعار » است . ( 2 ) . اين مباحث از اخلاق ناصرى ، صص 108 تا 117 نقل شده است . ( 3 ) . از جاى جاى فراهم آوردن چيزى را . در همان ، ص 122 « تلقّف » آمده است . ظاهرا شكل صحيح ضبط اين كلمه در متن بايد « تلقيف » باشد .